Loading...

در این مزرعه حس می کارم، واژه درو می کنم.

ای دل هوشیار

یک لحظه سکوت!
دستم را میگذارم روی قلبم. ضرباتش را احساس میکنم. آن را تصور میکنم. در جای تاریکی برای خودش سال هاست که دارد کار میکند. مدام مچاله می شود و باز می شود.
چه می شود، اگر تصمیم بگیرد یک لحظه کار نکند؟! فکرش را میکنم، اگر دهمین ضربه ای که از الان بشمارم، همان لحظه باشد، من دیگر نخواهم بود. به همین سادگی...
و هیچ کس هم تضمین نکرده قلب من چقدر کار کند. و یک لحظه فکر میکنم، من هنوز آماده نیستم! ای دل غافل!



نظرات ( ) 1391/01/19      دسته ها: کوتاه